محمدتقى نورى
408
اشرف التواريخ ( فارسي )
نامه نوشتن صوفى اسلام بدفرجام به طوايف اويماق و به قتل آمدن خليفهء او به تيغ قهر « 1 » شهزادهء آفاق صوفى اسلام به اميد ارادت طوايف هزاره و تيمورى و غرورى كه داشت نامه به سران و سركردگان اويماق به اين مضمون نگاشت كه موافقت شما با كافران قزلباش قلّاش و متابعت شما با مشركان شيعهء ناحق « 2 » تلاش خلاف حكم خدا و منافى رضاى ماست . « 3 » اين معنى معلوم ( 165 الف ) و اين « 4 » مفهوم همگنان باشد كه در اين مجادله بسا سر بىتن و تن بىسر خواهد شد و بسيار پدر بىپسر و پسر بىپدر « 5 » . و از تأثير نفوس ابدال و اوتاد و يمن همّت عبّاد و زهّاد و از آثار فلكى و اوضاع كواكب چنين معلومم شد كه « 6 » فتح و نصرت قرين حال حضرت اعلى فيروز ميرزاست و او درين معركه به سبب وجود مرتاضان و اثر دعاى گوشهگيران چون نام خود فيروز و مانند بخت خود « 7 » بهروزى خواهد يافت . نيكبخت و سعادتمند كسى « 8 » كه نصيحت پير مشفق را به گوش هوش جا داده به جانب مرشد خود شتافت . آگاه باشيد كه رافضيان بىايمان مغلوب و درين منازعه « 9 » منكوب خواهند بود . تمامى افغان و اويماق از هرجا بودند با حضرت اعلى و اينجانب بىنفاق اتفاق نمودهاند و تمامى حاضر شدهاند . على التعاقب شاهزاده كامران و ملك قاسم ميرزا « 10 » با فتح و نصرت و كمال جمعيّت و كثرت درين زودى با سپاه قندهار . شعر لشكر كين كش جلادت كيش * بهشمار از گروه انجم « 11 » بيش وارد مىشوند و از حدودات بلخ و بادغيس و بدخشان و حصار سران و اعيان مسلمانان پلنگ توش خان جمشيدى و گدا خان تايمنى و حسينعلى خان فيروزكوهى و آقايى خان قبچاقى با دريا دريا لشكر .
--> ( 1 ) . ملك : « قهر » ندارد . ( 2 ) . مج : شيعه شنيعه ناحق . ( 3 ) . مج : من است . ( 4 ) . مج : اين نكته . ( 5 ) . مج : تن بىسر و بسيار پسر بىپدر و پدر بىپسر خواهد شد . ( 6 ) . ملك : « كه » تكرار شده . ( 7 ) . مج : و چون بخت خويش . ( 8 ) . مج : كسى است . ( 9 ) . مج : منازعه بلاشبهه . ( 10 ) . ملك : « ميرزا » ندارد . ( 11 ) . مج : از سپاه دشمن .